شروع کننده های مکالمه·1 از 66

بندانگشتی اکثرا چای (بیشتر چای)
فصلاکثرا چای (بیشتر چای)
بندانگشتی نجات
فصلنجات
بندانگشتی از تمامیت به سوی نور
فصلاز تمامیت به سوی نور
بندانگشتی لا بوسکودا- جستجو
فصللا بوسکودا- جستجو
بندانگشتی لالبرته دِلنتریر - آزادی درون
فصللالبرته دِلنتریر - آزادی درون
بندانگشتی جاتکو لیبا
فصلجاتکو لیبا

آخرین روز من

در یک شیوۀ نقاشی متحرک زیبا، یک زندانی مشاهده می کند که در صحن کاخ پیلاطس عیسی را شلاق می زنند. او بیاد می آورد که عیسی تعلیم می دهد و در عجب است که چرا آنها به مرد بیگناه آسیب می رسانند. وحشت زده، او جرم خود را بیاد می آورد. جماعت در صحن، فریاد می زنند که عیسی مصلوب شود. دزد، مرد دیگر، و عیسی را برای به صلیب کشیدن با صلیب شان بسوی جلجتا می برند. آنها می رسند و میخها به مچ دستان آنها کوبیده می شود. هر مرد بر روی صلیب آویزان می شود، پایهای آنها بر چوب صلیب میخ کوبیده می شود. دزد ادعا می کند که عیسی مسیح موعود است و از عیسی می خواهد که او را بیاد آورد. عیسی به وی وعده می دهد که او همان روز با یکدیگر در فردوس خواهند بود. طوفانی سیاه بر روی تپه می آید و عیسی می میرد. دزد نفس زنان می میرد و عیسی را در مکانی زیبا می بیند.

سؤال خود را بپرسید

آیات کتاب مقدس

اشتراک‌گذاری
منابع رایگان

می‌خواهید کتاب مقدس را عمیق‌تر درک کنید؟

به مطالعهٔ کتاب مقدس ما بپیوندید
JesusFilm