Loading video
Transcript
Gilaki, Rashti
همانطور که عیسی به اورشلیم نزدیک میشد
شهر را دید
:گریه کرد و گفت
ای اورشلیم
کاش میتوانستی بفهمی که
این روز چه چیزی برای تو صلح و سلامتی میآورد
ولی افسوس که اکنون از چشمان تو پنهان است
زمانی میرسد که دشمنانت دور تو سنگر میسازند
و از هر طرف تو را محاصره خواهند کرد
سپس تو را با خاک یکسان خواهند کرد
و ساکنانت را
به خاک و خون خواهند کشید
حتی اجازه نمیدهند سنگ بر روی سنگ باقی بماند
چون از آن فرصت غافل میشوی
که خدا به تو داده است