شروع کننده های مکالمه16 از 32فصل 16 از 32
مردی در یک مکعب خاکستری بدون در و پنجره مچاله شده است. از جائی می شنود، "آزادی!" و نشانه ای از طریق شکاف در دیوار به او داده می شود. او با احتیاط آن را بر می دارد. که در گوشه ای از آن می توان خواند: آزادی. او برای یک لحظه خیره شده، گیج می شود. و دستی از طریق انشعاب، نشانه را از او می رباید، فلش را به سمت پائین می چرخاند، و به مرد برمی گردد. آزادی در روی زمین است. مرد روی فرش را پاره می کند و حفره ای را می یابد. او دست خود را دراز می کند و از خاکستری به رنگی می رسد. او از فرش سلول خود خلاص می شود و در عوض بر روی سبزه های تازه لم می دهد. او نور لامپ را کم می کند و نوری درخشان را در سلول خود می یابد. و در آخر، او کاغذ دیواری کهنه را می کند، و دست خود را در حفرۀ زمین دراز می کند و تصویر زیبای بیرون را بر روی دیوار پهن می کند. یک دری بوجود می آید. وارد آن می شود، از سلول آزاد می شود و به یروم راه می باید. سلول متلاشی می شود. و سوراخ محو می شود. اما نشانه روی زمین قرار می گیرد. او آن را برمی دارد و شروع به راه رفتن می کند. یک جائی در دور دست، کسی جیغ می زند، "آزادی!" مرد بسوی آن می دود. او زمینی پُر از سلول های خاکستری می یابد، هنوز مسدود هستند وهر کدام اشغال می باشند. او لبخند کوچکی به خود می زند، نشانۀ خود را برمی دارد، و به سمت نزدیکترین می دود. چه کسی به مرد آزادی داد؟ چرا او با کمال میل به دیگران کمک می کند تا به آزادی شان دست بیاند؟ حقیقتاً آزاد بودن به چه معنائی است؟ آیا چنین آزادی را تجربه کرده اید؟ این فیلم کوتاه برای معرفی مستقیم انجیل به افراد نیست، بلکه برای آسان کردن گفتگوئی است که نیاز ما به انجیل را آشکار می کند. راه دیگری که عنوان این فیلم را بخوانید "آزادی از درون می باشد"، به این معناست که ما راهی برای آزادی از خودمان پیدا کنیم. گاهی اوقات ما لازم داریم که از خودمان آزاد بشویم - از زخم ها، از عادت ها، و از ترسهای مان آزاد بشویم. مانند مرد در این فیلم کوتاه، نیاز داریم تا کسی از دنیای بیرون، دنیای درون ما را تسخیر کند و راه آزادی را به ما نشان دهد. خدا اجازه می دهد و می خواهد که مردم او را بشناسند. بعنوان پیروان او، ما افتخار و شادی داریم که دربارۀ قربانی او و آزادی خودمان به دیگران بگوئیم. ما سهمی در آزادی دیگران داریم. عیسی آزادی اصلی ما می باشد. او از آسمان به زمین آمد تا ما را آزاد کند. ما نیاز داشتیم که کسی از بیرون وارد دنیای ما شود و ما را نجات دهد. ما کسی را لازم داشتیم که ما را آزاد کند. تا و قتی که ما آزادی را در عیسی بیابیم، ما از خدا جدا شده و بردۀ چیزهای این دنیا هستیم. "گناه، یا انتخاب راه خودمان بر خدا، ما را از خدا جدا می سازد. این آن چیزی است که ما در خودمان می بینیم که ما نیاز داریم از آن رها بشویم. عیسی راه آزادی را پیش روی ما قرار می دهد و ما را از تمام چیزهائی که نادم هستیم آزاد می سازد. حتی بیشتر از آن، او می خواهد با ما دوست باشد. ما آن آزادی حقیقی را زمانی پیدا می کنیم که رابطۀ شخصی با عیسی داشته باشیم. برای داشتن این رابطه باید بدانیم که ما گناهکاریم و گناهانمان ما را از خدا جدا کرده است. ما برای رسیدن به خدا نمی توانیم کاری انجام دهیم. فقط پسر خدا عیسی با مرگ وقیام خود قادر بود که این فاصله را پر بکند. هر کدام از ما باید به طور شخصی عیسی را به عنوان نجات دهنده خود و خداوندمان بپذیریم تا بتوانیم خدا را شخصاً بشناسیم.