قسمت
2.3 چرا باید به کتاب مقدس اعتقاد داشته باشم؟
۵ دقیقهFHD
آیا عیسی واقعی است؟ (قسمت 2)·3 از 3کلیپ 3 از 3
2.3 چرا باید به کتاب مقدس اعتقاد داشته باشم؟
آیا داستان های عیسی ممکن است از ابتکار نوشته شده باشد؟ جزئیات جالب و خاصی وجود دارد که احتمال آن اندک می کند.
سؤالاتسؤالات مرتبط
سؤال خود را بپرسیدآیات کتاب مقدس
اشتراکگذاریJohn 20:31
But these are written so that you may believethat Jesus is the Christ, the Son of God, and that by believing you may have life in His name.
Berean Standard Bible
Public Domain
بیشتر بخوانید...رونویسی
Farsi, Western (فارسي (فارسي فارسي))
آیا کسی هست که تا به حال در جزئیات مبالغه نکرده باشه؟
ممکنه درباره کارهایی که آخر هفته انجام دادم صادق نبوده باشم
در واقع من همینجا بودم و با بچههام در استخر بازی میکردم
ولی به دیگران گفتم داشتم روی این قایق فوقالعاده موج سواری میکردم
این فوقالعادست…!
آره…!
همهٔ ما گاهی در جزئیات اغراق میکنیم
مثلا من صاحب این قایق نیستم
ولی گاهی اوقات مردم هنگامی که در مورد عیسی مسیح صحبت میشه
به تمایل انسانها برای مبالغه اشاره میکنن.
بعضی افراد میگن، شاید شاگردان در داستان عیسی مسیح مبالغه کردن.
اما وقتی در داستانی مبالغه میکنیم یا داستان هایی رو ابداع میکنیم
معمولا دلیلش اینه که میخوایم بهتر جلوه کنیم
پس آیا شاگردان، داستان مسیح رو ابداع کردن یا در داستان مسیح مبالغه کردن؟
شاید…
اما من به چند دلیل نمیتونم اینو بپذیرم.
اولا، در اناجیل جزئیاتی وجود دارن که به نظر به داستان اصلی مرتبط نیستن
این نشون میده که اناجیل نوشتهٔ شاهدان عینی هستن
و برای همین نوع نگرش انجیل با داستانهای تخیلی روم باستان همخوانی نداره.
این جزئیات حالت خیالی و یا جنبههای برجسته و فوقالعادهای ندارن
به عنوان مثال هنگام طوفان عظیم عیسی مسیح در قایق با یک بالشت به خواب رفته
داستانی راجع به مردی هست که لباس کتان به تن داشت
و هنگامی که خواستند اونو با مسیح دستگیر کنن لباسش رو گرفتن
و چون لباسش پاره شد، مجبور شد برهنه فرار کنه.
مسیح پطرس رو فرا میخونه،
در حالی که قایقش ۹۰ متر با ساحل فاصله داشته و اونها میتونن ۱۵۳ ماهی بگیرن.
این رقم به نحو عجیبی دقیقه.
این اعداد به نظر رقمهایی میان که شاگردان به نظر آوردن نه رقمهای ساختگی.
امروزه وقتی مردم داستانهای تخیلی مینویسند،
جزئیاتی رو به داستان اضافه میکنند تا داستان باورپذیرتر جلوه کنه
اما تا قرن ۱۸ میلادی کسی از این روش در نگارش استفاده نمیکرد
به علاوه، اگر شاگردان قصد داشتن چنین کاری انجام بدن
معنیش اینه که اونها عامدانه دروغ گفتن.
ولی آیا انگیزهای برای این کار داشتن؟
یعنی اگر اونها میخواستن عمدا داستانی رو ابداع کنن
چرا باید از افرادی که در اون دوران زنده بودن، اسمی میبردن؟
افرادی که به راحتی میشد ازشون پرسید آیا این اتفاقات حقیقتا رخ دادن یا نه؟
داستانهایی رو درباره مسیح در بخشهای مختلف کتاب مقدس میخونیم.
مثلا هنگامی که مسیح در مقابل رهبران سیاسیای مثل هرودیس و یا "پیلاتس" سخن گفت.
مسیح در خفا با مردی به نام نیقودیموس ملاقات کرد.
او دختر جایروس و مادرزن پطرس رو شفا داد.
و شَمعون پدر اسکندر و روفُس به مسیح کمک کرد تا صلیبش رو حمل کنه.
اگر داشتین داستانی تخیلی از مسیحی فراطبیعی رو خلق میکردین
از اسامی مردم واقعی استفاده نمیکردین،
چرا که مخاطبین داستان میتونستن برن و از این افراد صحت وقایع رو بپرسن.
همچنین، اگر داشتین درباره خودتون در این داستان متنی مینوشتین
و خودتون رو به عنوان پیروان عیسی مسیح پسر یگانهٔ خدا معرفی میکردین
تلاش نمیکردین که خودتون رو مثل عدهای نادان جلوه بدین، درسته؟
اگر اناجیل متن تخیلی بودن،
شاگردانی که در ادامه به رهبران کلیسای اولیه تبدیل شدن
خودشون رو ابر انسان یا انسانهایی بینظیر جلوه میدادن.
با این وجود داستانهایی در انجیل هست
که نشون میدن شاگردان از لحاظ روحانی بالغ نبودن و جاهلانه عمل میکردن.
یعقوب و یوحنا از مسیح اجازه میخواستن
تا علیه روستایی که ایمان نیاوردن صاعقه و آتش نازل بشه
پطرس روزی که مسیح کشته شد ۳ بار انکار کرد که او رو میشناسه.
چندین بار مسیح جلوی شاگردان رو گرفت تا با هم به جدال نپردازن
اونها بحث میکردن که چه کسی از همه بزرگتر خواهد بود.
خوب اگر بخواین داستانی رو بسازین که شما رو قدرتمند جلوه بده
یا بتونین به واسطهٔ این داستان مثل پطرس جنبشی به راه بندازین
داستان رو جوری ابداع نمیکنین که گویا حتی نمیشه به شما اعتماد کرد
تا بدون نظارت دیگران از قیچی استفاده کنین.
حالا که راجع به رهبران کلیسای اولیه صحبت میکنیم
بدونید، در یک نقطه از انجیل مسیح پطرس رو شیطان خطاب میکنه.
منظور دشمن خداست، ابلیس!
اگر مسیح من رو شیطان خطاب میکرد من حاضر نمیشدم راجع بهش توییت بنویسم.
ولی در اناجیل این جمله وجود داره، چون این اتفاقات حقیقتا رخ دادن.
نهایتا اگر داستانی رو ابداع کنین که اعلام کنه مسیح پسر یگانه خدا بود
و به میان ما آمد، چرا باید روی جنبههای انسانی مسیح تاکید کنید؟
چرا باید بگین که او خسته و گرسنه میشد؟
چرا باید دربارۀ گریه کردن
و عرق خونین ریختن مسیح هنگامی که داشت دعا میکرد تا بر صلیب نشه بنویسین؟
چرا باید داستانی ابداع کنین
که در اون عیسی مسیح به وحشتناکترین طریق اعدام و کشته بشه؟
و اگر شاگردان چنین داستانی رو ابداع کردن
چرا تاریخ به ما میگه که تمام شاگردان در راه این داستان جانشون رو تقدیم کردن؟