21 از 24Easter · ۲۴ فصل

قبر خالی

مریم مجدلیه با عجله وارد اطاق پر از شاگردان می شود. او به مردان می گوید که سنگ برداشته شده است. و اینکه وقتی او و سایرین به داخل قبر رفته اند، جسد عیسی آنجا نبوده است. یوآنا از فرشتگان سخن می گوید. او می گوید آنجا دو فرشتۀ مرد نورانی بودند. و آنها به زنها گفتند در بین مردگان در پی زنده نباشید. پطرس با عجله بسوی قبر می رود. او دویده وارد می شود و به سمت راست تاقچۀ سنگی می رود. اما جسد آنجا نیست. آنجا فقط پاچۀ کتان قرار دارد. او زانو می زند و آن را بدست می گیرد. او آن را بهم می زند، آن را ورانداز می کند. اما بعد از لحظه ای متوقف می شود. او آهی می کشد و سر خود را خم می کند.

سؤال خود را بپرسید

آیات کتاب مقدس

اشتراک‌گذاری
Luke 24:8-12

Then they remembered His words. And when they returned from the tomb, they reported all these things to the Eleven and to all the others. It was Mary Magdalene, Joanna, Mary the mother of James, and the other women with them who told this to the apostles. But their words seemed like nonsense to them, and they did not believe the women. Peter, however, got up and ran to the tomb. And after bending down and seeing only the linen cloths, he went away, wondering to himself what had happened.

Berean Standard Bible

Public Domain

بیشتر بخوانید...
منابع رایگان

می‌خواهید کتاب مقدس را عمیق‌تر درک کنید؟

به مطالعهٔ کتاب مقدس ما بپیوندید
JesusFilm