عیسی·45 از 61

پطرس عیسی را انکار می‌کند

عیسی به خانۀ کاهن اعظم برده می شود و به وسیلۀ نگهبانان معبد محافظت می شود. آنها او را هُل می دهند و لباس او را در صحن معبد درمی آورند. پطرس از نزدیک تماشا می کند. پطرس شناسائی می شود، اما او انکار می کند که عیسی را می شناسد. در حالیکه سپیده دم ظاهر می شود، خروسی می خواند. عیسی به پطرس نگاه می کند. پطرس بدون انکار کردن از گفتۀ خود از آنجا می رود.

سؤال خود را بپرسید

آیات کتاب مقدس

اشتراک‌گذاری
Luke 22:54-62

Then they seized Jesus, led Him away, and took Him into the house of the high priest. And Peter followed at a distance. When those present had kindled a fire in the middle of the courtyard and sat down together, Peter sat down among them. A servant girl saw him seated in the firelight and looked intently at him. “This man also was with Him,” she said. But Peter denied it. “Woman, I do not know Him,” he said. A short time later, someone else saw him and said, “You also are one of them.” But Peter said, “Man, I am not.” About an hour later, another man insisted, “Certainly this man was with Him, for he too is a Galilean.” “Man, I do not know what you are talking about,” Peter replied. And immediately, while he was still speaking, the rooster crowed. And the Lord turned and looked at Peter. Then Peter remembered the word that the Lord had spoken to him: “Before the rooster crows today, you will deny Me three times.” And he went outside and wept bitterly.

Berean Standard Bible

Public Domain

بیشتر بخوانید...
منابع رایگان

می‌خواهید کتاب مقدس را عمیق‌تر درک کنید؟

به مطالعهٔ کتاب مقدس ما بپیوندید

رونویسی

Farsi, Western (فارسي (فارسي فارسي))
!خوب مراقبش باشید‏‏ سربازان، وی را به کاخ رئیس کاهنان آوردند‏ و به تمسخر او را پادشاه یهود خواندند‏ !ردای تو نیز از آن ما خواهد بود، شاها این همان ملکوتی‌ست که وعده می‌دادی‏؟ ‏ ها! چه زود نصیبت شد‏ این نتیجهٔ خودسریه‏‏ این مرد هم با عیسی بود‏ من اصلاً اونو نمی‌شناسم‏ من اونا رو با همدیگه دیدم‏‏ ‏ببینید شاه به چه روزی در اومده؟ !نگاه کنید اینم غلامان جان نثارتان به آنها که می‌نگری، چه احساسی می‌کنی؟‏ تو هم یکی از اونها هستی‏‏ نه، من نیستم‏ من شک ندارم که این مرد با عیسی بوده !چون از لهجه‌اش معلومه. جلیلی‌یه !برو کنار من اصلاً نمی‌دونم تو دربارهٔ چی صحبت می‌کنی؟‏ عیسی برگشت و به چشمان پطرس نگریست‏‏ پس پطرس آن کلامی را که عیسی به وی گفته بود، به خاطر آورد‏‏ ‏«‏امروز قبل از بانگ خروس، خود تو سه بار مرا انکار خواهی کرد‏‏‏»‏
JesusFilm