ریوکا·6 از 12

يافتن صلح

در وسط آزمایشها، ماریام از ریوکا می پرسد که چگونه در اوقات سخت آرام بماند. او می گوید که عیسی حتی در شرایط سخت بیشتر دعا کرد. عیسی در بالای کوه دعا می کند. مردی پسر خود را نزد شاگردان برای شفا یافتن می آورد. اما شاگردان نتوانستند کاری انجام دهند. وقتی عیسی از دعا کردن پائین آمد، او شاگردان را نهیب زد. او گفت، "این روح فقط با دعا بیرون می آید." ریوکا می گوید که وقت گذاشتن با خدا، دعا کردن، از کلام او آموختن، در پی ارادۀ او بودن، و پرستیدن او روش زندگی می باشد. پس وقتی زندگی سخت می گردد، ما آماده شده ایم. وقت گذاشتن برای دعا یک تکلیف نیست؛ یک افتخار است. همانطور که ریوکا گفت، عیسی اغلب اوقات به خلوت می رفت. او عمداً بطور منظم با وقت گذاشتن با پدر خود نمونه ای برای شاگردان خود گذاشت. بعنوان پیروان عیسی، ما خاطر جمع هستیم که وقتی دعا می کنیم آرامش خدا بر ماست. اینگونه پیروان عیسی آزمایشها و جفاها در زندگی را تحمل می کردند؛ ارتباط و مشارکت با خدائی که ما را ساخته است و حاکم مطلق بر همه چیز می باشد.

سؤال خود را بپرسید

آیات کتاب مقدس

اشتراک‌گذاری
Mark 1:35

Early in the morning, while it was still dark, Jesus got up and went out to a solitary place to pray.

Berean Standard Bible

Public Domain

بیشتر بخوانید...
Philippians 4:6-7

Be anxious for nothing, but in everything, by prayer and petition, with thanksgiving, present your requests to God. And the peace of God, which surpasses all understanding, will guard your hearts and your minds in Christ Jesus.

Berean Standard Bible

Public Domain

بیشتر بخوانید...
منابع رایگان

می‌خواهید کتاب مقدس را عمیق‌تر درک کنید؟

به مطالعهٔ کتاب مقدس ما بپیوندید

رونویسی

Farsi, Western (فارسي (فارسي فارسي))
‏‮ریوکا یافتن آرامش ‏‮داوود‏،‏ اینجا چیکار می‌کنی؟ ‏‮ساکت‏!‏ کی مراقب گوسفندهاست؟ ‏‮یعقوب‏.‏ ‏‮چیکار می‌کنی؟ ‏‮باید مدتی ناپدید بشم؛ میرم قایم بشم‏.‏ ‏‮چی؟ چطور می‌تونی؟ اینجا بهت احتیاج داریم ‏‮رومیها دنبالم می‌گردن‏.‏ ‏‮رومیها حتی قبل از رفتن پدر هم دنبالت بودن‏.‏ تو چیکار کردی‏،‏ داوود؟ ‏‮باید برای کاری که ما می‌کنیم‏،‏ ممنون باشی‏.‏ ‏‮اورشلیم باید از دست افراد غاصب آزاد بشه‏.‏ ‏‮مادر بیداره؟ ‏‮نمی‌دونم‏.‏ هنوز خیلی ضعیفه‏.‏ ‏‮نباید این کار رو بکنی‏،‏ داوود‏.‏ ‏‮باید بهش بگم که مدتی نخواهم بود‏.‏ ‏‮اما تو به پدر قول دادی‏.‏ ‏‮در بارۀ پدر با من حرف نزن‏.‏ ‏‮اون رفته به رومیها کمک کنه‏.‏ او کیه که ‏‮در مورد من قضاوت کنه؟ ‏‮من کاری رو می‌کنم که باید بکنم‏.‏ ‏‮شما مشکلی نخواهید داشت‏.‏ ‏‮سارا و ایوب اینجان ‏‮و یعقوب قول داده مراقب گوسفندها باشه‏.‏ ‏‮اما بازوی ایوب‏.‏‏.‏‏.‏ ‏‮آه‏!‏ ‏‮چرا نمی‌تونی بمونی؟ ‏‮اینطور برای همه بهتره‏.‏ ‏‮بر می‌گردم ‏‮خیلی زود‏.‏ ‏‮شما استراحت کن ‏‮و حالتون بهتر میشه‏.‏ ‏‮خدا با تو باشه‏.‏ ‏‮چطور می‌تونی این کار رو بکنی؟ چطور می‌تونی ما رو ترک کنی؟ فکر می‌کنی من دلم میخواد برم؟ ‏‮باز کنین‏!‏ ‏‮باز کنین‏!‏ عقب بایستین‏!‏ ما اومدیم داوود پسر موسی رو بازداشت کنیم‏.‏ خونه رو بگردین‏.‏ بالا رو بگردین‏!‏ ‏‮منظورتون از این کار چیه؟ ‏‮ایوب‏!‏ ‏‮تو کی هستی؟ ‏‮من برادرزن داوود هستم‏.‏ اینجا من مسؤولم‏.‏ ‏‮پیداش کردین؟ ‏‮نه قربان‏.‏ ‏‮ها ها ها‏.‏ ‏‮من اینو پیدا کردم‏،‏ اما یه کم کوچیکه‏.‏ ولش کن‏.‏ اینو به‌جاش می‌گیریم‏.‏ ‏‮چی؟ من کار خلافی نکرده‌ام‏.‏ آه‏!‏ ‏‮ایوب‏!‏ ‏‮ایوب‏!‏ ‏‮ولش کنین‏،‏ ولش کنین‏!‏ ایوب‏!‏ ولی ایوب‏!‏ ایوب‏!‏ ‏‮نه‏!‏ ‏‮نه‏،‏ سارا‏!‏ سارا‏!‏ ‏‮به بچه فکر کن‏.‏ نمی‌تونی اینطوری کمکش کنی‏.‏ بیا پیش مادرت ‏‮(با درد) خاله؟ ‏‮از حال رفته‏.‏ ‏‮باید ساکت باشیم و دعا کنیم‏.‏ همه چیز دست خداست‏،‏ حتی همین لحظه ‏‮سربازها‏،‏ ‏‮دنبال داوود می‌گشتن؟ ‏‮بله مادر‏،‏ اما پیداش نکردن‏.‏ ‏‮اون فرار کرد‏.‏ ‏‮اما ایوب‏!‏ ‏‮(آرام) به‌جاش ایوب رو گرفتن‏!‏ ‏‮ای خدا‏،‏ به دادمون برس‏!‏ ‏‮باید دعا کنیم‏.‏ ‏‮پدر‏،‏ ‏‮به نام عیسی مسیح‏،‏ خداوندگار و نجات‌دهندمون نزد تو اومدیم ‏‮تو را می‌پرستیم‏.‏ و به تو پناه میاریم ‏‮شکر که حتی در این موقعیت سخت‏،‏ دستت در کاره ‏‮الآن برای ایوب دعا می‌کنیم‏.‏ ‏‮ایوب رو از دست این سربازها نجات بده‏،‏ خداوندا ‏‮بهش حکمت بده‏.‏ او را در فیض خودت حفظ کن‏.‏ ‏‮دل او رو از آرامش خودت که فوق درک ماست‏،‏ پر کن ‏‮دعا می‌کنیم که ایوب رو حفظ کنی‏.‏ ‏‮ما نمی‌فهمیم چه اتفاقی داره می‌افته‏،‏ ‏‮اما تو رو می‌ستاییم ‏‮و تو رو شکر می‌کنیم ‏‮چون به تو و فقط به تو توکل می‌کنیم‏.‏ ‏‮متشکریم پدر‏.‏ ‏‮خداوندا‏،‏ ‏‮به تو توکل می‌کنم‏.‏ خاله‏،‏ حالا که اوضاع اینقدر بده‏،‏ چطوری شما آرومی؟ ‏‮آرامش ما فقط از خداست‏.‏ ‏‮یادم میاد مریم مجدلیه می‌گفت که وقتی در ترس و رنج بود ‏‮همیشه الگوی عیسی رو به یاد می‌آوُرد و مطابق اون زندگی می‌کرد ‏‮می‌گفت‏،‏ عیسی حتی وقتی تحت فشار کار بود‏،‏ ‏‮یا ‏‮وقتی دشمناش اذیتش می‌کردن‏،‏ ‏‮صبح زود پا می‌شد و برای خودش جای خلوتی برای دعا پیدا می‌کرد ‏‮گاهی تمام شب رو دعا می‌کرد‏. ‏‮پیش از انتخاب اون دوازده شاگرد‏،‏ تمام شب رو دعا کرد ‏‮و اون موقع که مقامات اومدن تا دستگیرش کنن‏.‏‏.‏‏.‏ داشت دعا می‌کرد ‏‮او واقعاً مردِ دعا بود‏.‏ ‏‮یه بار‏،‏ وقتی عیسی با پطرس و یعقوب و یوحنا، بالای کوهی بودن ‏‮مردی پسرش رو برای شفا‏،‏ پیش بقیۀ شاگردها آوُرد ‏‮اون پسر‏.‏‏.‏‏.‏ صرع داشت و گاه حتی خودش رو تو آتیش مینداخت ‏‮خوب‏،‏ با اینکه اون مرد از شاگردها خواست تا روح پلید رو بیرون کنن‏،‏ اونها نتونستن ‏‮عیسی شاگردهاش رو برای کم‌ایمانی سرزنش کرد ‏‮اون گفت‏،‏ ‏‮این نوع روح پلید فقط با دعا و روزه بیرون میره ‏‮اما او همون موقع دعا نکرد و روزه نگرفت‏،‏ چونکه قبلش دعا و روزه داشت ‏‮عیسی روح پلید رو نهیب زد‏.‏‏.‏‏.‏ و پسر شفا پیدا کرد‏.‏ ‏‮عیسی نشون داد که دعا یک روش زندگیه‏.‏ ‏‮ما باید هر روز دعا کنیم‏،‏ ‏‮با خدا وقت صرف کنیم‏،‏ ‏‮او رو بپرستیم‏،‏ ‏‮جویای اراده‌اش باشیم‏،‏ ‏‮رو کلامش تأمل کنیم‏.‏ ‏‮و به این ترتیب‏،‏ ‏‮وقتی زندگی سخت میشه‏،‏ ‏‮مثل زندگی همۀ ما ‏‮هر کدوم به یک شکل‏،‏ ‏‮متوجه می‌شیم که قدرت و آرامش لازم برای روبرو شدن با مشکلات رو داریم ‏‮شما هر روز ‏‮صبح زود برای دعا پا می‌شین؟ ‏‮سعی می‌کنم‏.‏ ‏‮البته‏،‏ ممکنه بعضی روزها چیزی مانع بشه‏.‏ ‏‮اما عادت من اینه ‏‮همینطور بهترین وقت روزم‏.‏ صرف وقت با خداوند، برای من یه وظیفه نیست‏،‏ ‏‮یه امتیازه‏.‏ ‏‮گاهی فکر می‌کنم دعاهام برای خدا مسخره‌اس‏.‏ ‏‮مسخره؟ ‏‮آه نه‏،‏ مریم‏.‏ خدا خوشحال میشه که ما هر مشکل کوچیک و یا هر مشکل بزرگی رو، پیشش ببریم اون زمانی که خدا آدم و حوا رو آفرید و اونها رو تو اون باغ گذاشت ‏‮خدا با اونها راه می‌رفت‏.‏ ‏‮او اونها را صدا زد‏:‏ کجا هستین؟ ‏‮قلب خدا برای تو اینطوریه‏!‏ ‏‮او می‌خواد کنار تو باشه‏.‏ و او بهتر از هر کس دیگه‌ای درک میکنه شرایط ما چطوره ‏‮اما چطور‏.‏‏.‏‏.‏ می‌تونین اینقدر مطمئن باشین؟ عیسی بصورت یک انسان دراومد درست مثل ما‏.‏ ‏‮او از همه چیز مثل ما رنج کشید‏.‏ ‏‮او مثل همۀ ما همه جور وسوسه شد‏.‏ ‏‮او کامل زندگی کرد‏،‏ بدون گناه‏.‏ ‏‮اما چون بین ما‏،‏ روی زمین زندگی کرد‏،‏ ‏‮ما رو درک می‌کنه‏.‏ ‏‮هیچ چیز نیست که ما تجربه بکنیم که او نکرده باشه‏.‏ ‏‮و محبت او نسبت به ما خیلی عمیقه‏.‏ ‏‮او بهترین یار در تمام زندگی ماست‏.‏ ‏‮پس وقتی به خدا دعا می‌کنین‏،‏ همه چیز رو به او می‌گین؟ ‏‮همه چیز‏،‏ با این اطمینان کامل که او واقعاً می‌خواد از من بشنوه‏.‏ ‏‮و از من‏.‏ ‏‮بله‏.‏ ما زندگیمون رو با شاه شاهان و خدای اربابها تقسیم می‌کنیم ‏‮سارا‏!‏ ‏‮ایوب‏!‏ آه‏!‏ ‏‮آه‏!‏ ‏‮حالب خوبه؟ ‏‮بله‏.‏ فرمانده اومد و به سربازها گفت منو ول کنن‏.‏ ‏‮خدا رو شکر‏!‏ اون از سربازا خیلی عصبانی شد که شخص اشتباهی رو گرفته‌ان ‏‮بیا‏،‏ ‏‮همه چیز رو برام تعریف کن‏.‏ ‏‮خدا به دعا جواب میده‏.‏ ‏‮بله‏.‏ ‏‮بله‏،‏ حتماً جواب میده‏.‏ ‏‮خوب الآن دیگه باید برم خونه‏.‏ ‏‮خدانگهدار خاله ریوکا‏.‏ ‏‮سلام یعقوب‏.‏ ‏‮سلام‏.‏ امیدوارم خودت و خانواده‌ت خوب باشین‏.‏ ‏‮خیلی خوبیم‏.‏ متشکرم‏.‏ شما چطورین؟ خوبم‏.‏ دیگه باید برم‏ خونه.‏ خدا نگهدار.‏ ‏‮خدا نگهدار‏.‏ ‏‮یعقوب‏.‏ ‏‮می‌تونم کمکت کنم؟ ‏‮اِه‏،‏ می‌تونم یه دقیقه بیام تو؟ ‏‮البته‏.‏ ‏‮خانوده‌ام اینجان‏.‏ بیا تو‏.‏ ‏‮(به نرمی) داوود در صحرا منو پیدا کرد‏.‏ ‏‮از من خواست بهت بگم که ‏‮تونست راحت فرار کنه‏.‏ ‏‮همینطور گفت که نمی‌خواد نگران باشی‏.‏‏.‏‏.‏ او جای امنی پنهان شده ‏‮تو حالت خوبه؟ ‏‮کمکی لازم داری؟ ‏‮داوود بهم گفت که ‏‮تو حاضری ایوب رو تو کار گله کمک کنی ‏‮همراه گلۀ خودت‏.‏ ‏‮خیلی متشکرم‏.‏ ‏‮این کمک خیلی بزرگیه‏.‏ ‏‮مطمئنم مادر‏،‏ ‏‮نوآح و من راحت خواهیم بود‏.‏ ‏‮اگر به چیزی احتیاج داشتی‏،‏ کافیه به من بگی‏.‏ ‏‮ما‏،‏ ‏‮من برای تو و مادرت دعا می‌کنم‏.‏ ‏‮من‏.‏‏.‏‏.‏ خیلی ماهرم متوجه هستی که؟ ‏‮می‌تونم همه چیز رو درست کنم‏.‏ همه چیز؟ البته‏،‏ نه هر چیزی رو‏.‏ ‏‮متشکرم یعقوب‏.‏ ‏‮پیشنهادت یادم می‌مونه‏.‏ ‏‮خوبه‏.‏ ‏‮خـُب‏،‏ ‏‮خدا حافظ‏.‏ ‏‮خدا نگهدار یعقوب‏.‏ ‏‮خود را شبیه کدام شخصیت می‌بینید و چرا؟ ‏‮اگر شما یا یکی از عزیزانتان ناعادلانه محکوم شوید‏،‏ چه واکنشی نشان می‌دهید؟ خداوند از چه راههایی به دعا جواب می‌دهد؟ ‏‮از نمونۀ عیسی‏،‏ چه درسی در بارۀ دعا می‌آموزیم؟ ‏‮از این زنان‏،‏ چه درسی در بارۀ دعا آموختید؟
JesusFilm